.............
فهمیده ام که خیلی وقت ها
گناه نکردن،
نتیجه ی فراهم نبودن موقعیت است!
توهم تقوا برَم ندارد...!
..........................
دلم به حال پروانه ها می سوزد،
وقتی چراغ را خاموش می کنم...
و به حال خفاش ها
وقتی چراغ را روشن می کنم!
نمی شود قدمی برداشت
بدون آنکه کسی برنجد؟!
............................
زندگی تکرار فرداهای ماست
می رسد روزی که فردا نیستیم...
آنچه می ماند فقط نقش نکوست
نقش ها می ماند و ما نیستیم...
.............................
شاخه ی درختی ست پشت پنجره ام
گاهی لباس برگ می پوشد
گاهی لباس برف
اما همیشه هست...
...............................
روزگار نکبتی شده...
آنقدر که آدم دلش می خواهد
مدام به خاطره هایش چنگ بیندازد
و آنجاها دنبال چیزی بگردد...!
...............................
در نوبتی دوباره دلت را مرور کن
از غـــم به هر بهانه ی ممکن عبور کن...
گیرم تمام راه تو مسدود شد، بگـــرد
یک آسمان تازه و یک جاده جور کن...
..............................
زیر باران بیا قدم بزنیم
حرف نشنیده ای به هم بزنیم
نو بگوییم و نو بیندیشیم
عادت کهنه را به هم بزنیم
وز باران کمی بیاموزیم
که بباریم و حرف کم بزنیم
کم بباریم اگر، ولی همه جا
عالمی را به چهره نم بزنیم...
نظرات شما عزیزان:
موفق باشی
.gif)
.gif)
.gif)
پاسخ:مرسی
و بگذاریم که دوستی ها سدی باشند در برابر تاریکی ها
پیشا پیش یلدایتان رویایی روزهایتان پر فروغ شبهایتان ستاره باران!
ب منم سر بزنین اگ موافق بودین تبادل خبر بدین مرسی
پاسخ: سلام ممنونم چشم